خوراک را همیشه همراه داشته باشید


تبلیغات

موضوعات

آمار و اطلاعات

  • تعداد مطالب : 6291
  • تعداد نظرات : 755
  • بازديد امروز : 7454
  • بازديد ديروز : 9996
  • افراد آنلاين : 13
  • تبادل لينك با 0 سايت



قسمت تبليغات بالا

متن تبلیغات

ارسال شده در دسته مقاله و تحقیق

مقاله و تحقیق پیرامون نماز

مقاله در مورد نماز

مقاله در مورد نماز

 

چرا باید نماز بخوانیم؟چرا باید خدا را عبادت کنیم؟ و چرا این عبادت حتما باید بصورت نماز باشد؟ مگر نماز چه ویژگی‌هایی دارد؟

 

نماز و اسرار تربیتی آن


• نماز موجب یاد خداست:

یاد خدا بهترین وسیله برای خویشتن داری و کنترل غرایز سرکش و جلوگیری از روح طغیان است. «نمازگزار» همواره به یاد خدا می‏باشد، خدایی که از تمام کارهای کوچک و بزرگ ما آگاه است، خدایی که از آنچه در زوایای روان ما وجود دارد و یا از اندیشه ما می‏گذارد، مطلع و باخبر است و کمترین اثر یاد خدا این است که به خودکامگی انسان و هوسهای وی اعتدال می‏بخشد، چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او، موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن می‏شود.

 

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و کردار خود نمی‏اندیشد و برای ارضای تمایلات و غرایز سرکش خود حد و مرزی را نمی‏شناسد و این نماز است که او را در شبانه روز پنج بار به یاد خدا می‏اندازد و تیرگی غفلت را از روح و روانش پاک می‏سازد.

 

به راستی، انسان که پایه حکومت غرایز در کانون وجود او مستحکم است، بهترین راه برای کنترل غرایز و خواستهای مرزنشناس او همان یاد خدا، یاد کیفرهای خطاکاران و حسابهای دقیق و اشتباه‏ناپذیر آن می‏باشد. از این نظر قرآن یکی از اسرار نماز را یاد خدا معرفی می‏کند: «اقم الصلوة لذکری؛ نماز را برای یاد من بپادار!» (۱)

 

• دوری از گناه:

نمازگزار ناچار است که برای صحت و قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، یکی از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که درآن به کار می‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏ای که با آن نماز می‏گزارد و مکان نمازگزار، این موضوع سبب می‏شود که گرد حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید؛ زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد.

گویا آیه زیر به همین نکته اشاره می‏کند و می‏فرماید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشأ و المنکر؛ که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز می‏دارد.» (۲)

 

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد که شرط قبولی نماز در پیشگاه خداوند این است که نمازگزار زکات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غیبت نکند؛ از تکبر و حسد بپرهیزد؛ از مشروبات الکلی اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقی ناگزیر است تمام این امور را رعایت کند. روی همین جهات، پیامبر گرامی ما(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‏فرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و کثیف نمی‏شود. همچنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شست و شو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی‏نشیند.

 

آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه که گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه  می‏تواند نشانه کوچکی از اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد.

 

• نظافت و بهداشت:

از آنجا که نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع کثافت و آلودگی پاک سازد؛ ناچار یک فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت که یک امر حیاتی است کمک می‏کند.

 

• انضباط و وقت‏ شناسی:

نمازهای اسلامی هر کدام برای خود وقت مخصوص و معینی دارد و فرد نمازگزار باید نمازهای خود را در آن اوقات بخواند، لذا این عبادت اسلامی به انضباط و وقت‏شناسی کمک مؤثری می‏کند.

 

بالاخص که نمازگزار باید برای ادای فریضه صبح پیش از طلوع آفتاب از خواب برخیزد، طبعا یک چنین فردی گذشته از این که از هوای پاک و نسیم صبحگاهان استفاده می‏نماید، به موقع فعالیتهای مثبت زندگی را آغاز می‏کند.

 

آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه که گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه می‏تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد.

______________

 

مقاله دوم در مورد نماز

مقدمه:

 نماز یکی از فرائض دینی است که در تمامی شرایط انجام آن واجب است و نه تنها در شریعت اسلامی بلکه در شرایع دیگر نیز تکلیف شده است. تمام انبیاء الهی از نماز یاد کرده اند و مردم را بدان سفارش نموده اند. بهترین وسیله ارتباطی انسان با خدا، مجال گفت و گو ، عرصه را و نیاز و مشاهده تجلای او در مهبط دل است و در جوهره آن سازندگی اخلاقی موج می زند. در توصیف جمال نماز علاوه بر روشنایی بخشی بر جان پیامبر (ص) بعنوان مایه روسفیدی اهل ایمان، طهارت روح عموم مردمان نیز از آن یاد شده است بلکه نماز را بازدارنده گناه و عصیان و پوشاننده خطا و اشتباه دانسته اند.

 

به چنین دستگیره محکمی همیشه نیازمندیم ولی به گاه بروز خطر و یا در عرصه هایی که لغزشگاهها در آن زیاد است ، محتاج تریم. دوره جوانی و هنگامه دانش پژوهی ایام شور است و غرور.

 

شتاب سنی و گاه غرور علمی در هم می آمیزد و در خیال خود برای خود ما را قهرمانی بی شکست می سازد.

 

اما طوفان حادثه نه با تکانه های شدید بلکه با امواج کنار ساحل زورق خیال ما را در هم می ریزد و قایق غرور هم ترک بر می دارد از درون می لرزیم . چه باید کرد ؟ تا به وقت فراخ و استغنا طغیان نکنیم و به هنگام تنگنا و فشار زار و گریان نباشیم؟

 

قرآن نماز گزاران را در میدان رحمت و زحمت شایستگان متعادل می شناساند.

 

انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق    پیامبر اکرم (ص)

 

انسان در عرصه حیات آن سان نیرومند شده که دنیا را ساخته ، اما در عرصه خودسازی خود را باخته. انسان در جبهه تخریب پیروز است ؛ اما در عرصه تهذیب تیره روز. انسان در سایه تهذیب انسان می شود نه با سرمایه تذهیب . تهذیب بر نور می افزاید و تذهیب بر غرور.

 

إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى ( علق ۶-۷)

 

انسان خود را از زنجیر برون رهانده اما در تسخیر درون وامناده ، دشمنان برونی را سر می کوبد اما دشمن درونی بر می آشوبد.

 

ای شهان ! کشتیم ما خصم برون            ماند خصمی زان بتر در اندرون

 

کشتن این کار عقل و هوش نیست          شیر باطن سخره خرگوش نیست            مولوی

 

انسان ها در وادی آرزوها کاخ هایی رفیع برافراشتند و آن را تنها راه ترفیع نداشتند. کاخ هایی ساختند که سر بر فلک می سایند. و خود در آن می آسایند. این کاخ ها را بر فراز آتشفشان ساخته اند و در سایه آن مایه جان را گداخته اند.

 

انسان بر اریکه آمال نشسته ، اما از ملیکه ملال نرسته . همه قله های امیال را پیموده اما از چهره دل گرد ملال را نزدوده. او خود کام است ، اما آرام نیست . به همه آرزوهایش رسیده ، ولی روی آرامش را ندیده.

 

الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ  (رعد ۲۸)

 

انسان نه تنها خود که خدا را فراموش کرده ناگزیر حلقه اسارت دنیا را به گوش کرده است.

 

 وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ (حشر۱۹)

 

از آن کسان نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا خود ایشان را از یادشان برده ، خودشان را فراموش کرده اند .

 

ای که در پیکار خود را باخته

 

دیگران را تو ز خود نشناخته

 

تو به هر صورت که آیی بیستی

 

 که منم این ، والله آن تو نیستی                مولوی

 

خود فراموشی معلول خدا فراموشی است.

 

گر نخواهی خود فراموشت شود

 

یاد او کن، یاد او کن ، یاد او

 

چون به جنگ با خدا شتافته ، دنیای زندگی را تنگ یافته . وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا (طه ۱۲۴)

 

بشر تا قله های هوش تاخته ولی میله های قفس را نشناخته آن گاه که از قید اخلاق رسته به صید پیوسته . در دنیای بیداد و پولاد دیگر نه کرشمه سپهر آبی است و نه چشمه مهر، آفتابی . بشر پگاه آفرین را از کف داده و به چاه نفرت و نفرین در افتاده . دیگر نه فلق نور دارد و نه شفق شور. انسان با پر و بال دانش به اوج کهشکشان ها شتافته اما هنوز خود را نیافته.

 

علی (ع) می فرماید :

 

عجبت لمن ینشد ضالته و قد اضل نفسه فلا یطلبها ( غرر الحکم و در الکلم فصل ۵۴، حدیث ۱۸)

 

جسم او در لجنزار هوس می بالد و روحش از همدمی خار و خس می نالد . چون از یاد خدا نمی لرزد دردام خود می لغزد.

 

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ  (انفال ۲)

 

مومنین حقیقی کسانی هستند که چون خدا یاد می شود ، دل هایشان می ترسد و از خوف خدا می لرزد.

 

جامعه بشری چکادهای رفیع علم و فن آوری را با شتاب در نور دیده و به بلندای بام لذت و رفاه رسیده ؛ اما ابرهای تیره بحران اخلاقی ،آبی آسمان بهرورزی اش را آلوده و روح فراستش را فرسوده.

 

کشش های نفسانی رودی است خروشان و مهار آن نه چندان آسان . گرداب سهمگین هوای نفس قایق های سست بنیان را سخت در هم شکسته و رشته های پیوندش را از هم گسته . این امواج سرکش نه در آوند آرزو آرام می گیرند و نه با کمند سبو رام می گردند. تا انتهای غرور می تازند و قایق وجود را به کام گرداب گور می اندازند. آتشفشان هوس ها به ظاهر خموش ، اما در باطن چون توسنی چموش است . این توسن چون سرکشی آغازد، تند چون تندر می تازد و سوار کار غافل و جاهل را به قعر دره وحشتناک رذایل می اندازد.

 

جامعه هنگامی بر دروازه های زرین آرمانشهر انسانی دست می یابد که از دام خود به سوی نام خدا شتابد. فرد فرد انسان ها از صمیم دل رذایل نکوهیده را بزدایند و آن را به فضایل حمیده بیارایند. در مکتب خودسازی آغازین درس، نبرد است و محور آن سازندگی فرد. فرد باید دیگر سازی را از خود آغاز،کند تا بتواند جامعه را بسازد.

 

گام آغازین آراستن، پیراستن است . تا انسان بوستان دل را از خار و خس و هرزه گیاه های هوس نپیراید، نمی تواند آن را به گل ها و ریاحین عطر آگین مکارم اخلاق بیاراید.

 

یاد خدا اکسیر نجات است و آب حیات . نماز بر سینه سپهر مکتب می درخشد و یاد خدا را استمرار می بخشد.

 

نماز باغ زندگی را پر از ریاحین می کند و با شکوفه های یاد خدا صحن دنیا را عطر آگین می سازد. یاد خدا نه تنها در حال نماز، که در هر لحظه به انسان شرف و به زندگی هدف می بخشد. یاد خدا زلال حیات بخشی است که پیوسته جان را طراوت می دهد و روح را لطافت.

 

فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْکُرُواْ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِکُمْ ( نساء ۱۰۳)

 

آن گاه که از نماز فراغت یافتید، باز د همه احوال ، ایستاده و نشسته و بر پهلو ( و در هر حال که
می توانید ) خدا را یاد کنید.

 

امام علی (ع) در وصایای خود به امام حسن (ع) می فرماید :

 

و کن لله ذاکرا علی کل حال     ( بحار الانوار ۴۲/۲۰۲)

 

در هر حال خدا را یاد کن.

 

نماز برای مومن معراج است و برای دد خود خواهی ، علاج . در عروج ، نخستین گام خروج است. خروج از حوزه جاذبه خود ، شرط عروج به ملکوت خدا است.

 

باید با پر و بال نماز سینه سپهر را پیمود و دریچه مهر را گشود. باید از این سراب پرید و در آغوش آفتاب آرمید.

 

بیایید خماری دیده را با سبویی از سپیده بشوییم، در زلال واژه های نماز غوطه ور شویم.

 

بیایید از واژه های نماز وسیله پرواز بسازیم . از وابستگی ها برهیم و دل به دلدار دهیم.

 

بیایید خدا را در قاب نماز به تماشا بنشینیم.

 

جوان کیست :

 

«شما تا جوان هستید می توانید کایر انجام دهید و تا نیرو و اراده جوانی دارید می توانید هواهای نفسانی ، مشتهیات دنیایی و خواسته های حیوانی را از خود دور سازید ولی اگر در جوانی به فکر اصلاح و ساختن خود نباشید دیگر در پیری کار از کار گذشته است. »   امام خمینی (ره)

 

جوانی بهار زندگی است و اوج ارزندگی ، جوانی ، آغاز شکوفایی غنچه های استعدادهاست . جوانی ، چکاد بلند توانمندی است در میان دو دره ناتوانی کودکی و پیری.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَیْبَةً ( روم ۵۴)

 

در جوانی ندای فطرت گویاست و پای پویش او پویا؛ که هر که به فطرت نزدیک تر ، نیک تر و هر که دورتر مغرورتر . جوانی فصل شور است و شعور ، شعوری که مقدم بر شعر است و مقدمه شعار.

 

جوانی سراسر سرور است و دوران نشاط و غرور. جوان با تبسم هر غنچه می خندد و با بغض هر ابر می گرید . احساسش نرم تر از نسیم است و گرم تر از شمیم. دلش به صفای آیینه است و به صافی آبگینه . ناراستی را بر نمی تابد و به سوی نادرستی نمی شتابد. دوست دارد که پیوسته راست بگوید و راه درست را بپوید . او شیفته شعر است ؛ اما نه فریفته شعار.

 

جوانی گنجینه ارزشمندی است که نه کس قدرش را شناخته ، نه بهایش را پرداخته .

 

امام علی (ع) می فرماید : شیئان لا یعرف فضلهما الا من فقدهما الشباب و العافیه   ( غررالحکم ص ۴۴۹)

 

دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمی شناسد مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد : یکی جوانی و دیگری تندرستی و عافیت است.

 

جوانی یک فرصت است اگر آن را با فراست قدر بدانیم ، با حراست بر صدر می نشانیم.

 

مدیران جامعه باید جوان باور باشند و جوان یاور. فرادستی اش را باور کنند و فرو دستی اش را یاوری نمایند.

 

پیامبر بزرگوار ما مظهر جوان باوری و اسوه جوان یاوری بود . ایشان در موارد متعدد جوانان برومند را بر پیران نژند برتری داد.

 

جوانی فصل خودسازی :

 

امام صادق (ع) : علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر ( روضه کافی ص۹۳)

 

توجه تبلیغی خود را به نسل جوان معطوف دار و نیروی خویش را در راه هدایت آنان به کار انداز؛ زیرا جوانان زودتر حق را می پذیرند و سریع تر به هر خیر و صلاحی می گرایند.

 

جوانی، غزلی زیباست و غزالی دلربا؛ از همگان دل می رباید و بر آستان محبت سر می ساید. جوان در سینه دلی ساده دارد و کشتزاری آماده ؛ بذر سخن حق را می پرورد و با پرورش آن بر سر هر شاخسار صدها برگ و بار می آورد.

 

دوران نوجوانی و جوانی بهترین دوران سازندگی و خودسازی است زیرا در این سنین شخصیت انسان هنوز شکل ثابتی نگرفته و صفات زشت در زمینه روحی آنان رسوخ کامل پیدا نکرده است ، پس می توان با تلاش کمتر ریشه هرزه گیاهان اخلاقی را از کشتزار دل برکند و صفحه دل را از پلیدی رذایل پیر است . هر چه بر عمر بشر افزوده می شود اراده و توان خودسازی نیز فرسوده می گردد. مولوی برای بیان این حقیقت تمثیل گویایی دارد.

 

بوته خار مزاحمی بر سر راه کسی بود. عابر به خاطر کم همتی کندن آن بوته را هر روز به بهانه ای به تاخیر می انداخت. هر چه زمان می گذشت توان و قدرت مرد رو به کاهش می رفت ، در حالی که ریشه های بوته خار قوی تر و استوار تر می شد.

 

پس جوانی مناسب ترین دوران پیراستن دل از زذایل و آراستن آن به فضایل است و غفلت از آن موجب حسرت و اندوه همیشگی خواهد بود. جوانی که پند پیران را بپذیرد و تجارب سالخوردگان را به کار گیرد ، می تواند با قدت سرشار جوانی فرصت ها را در یابد و به سوی شکوفا کردن استعدادهای مثبت خود بشتابد. چنین انسانی رستگار است.

 

البته جوان در عین اینکه فطرتاً به نیکی تمایل دارد ، اگر در پرتو تعالیم خودسازی قرار نگیرد ، آمادگی انحراف و لغزش نیز بیشتر از دیگران دارد.

 

ندای ارزش های اخلاقی به هیچ وجه این معنی را ندارد که رفتار جوانان آمیخته به تقدس و تقوا باشد ، بلکه این را می رساند که او برای تمایل به نیکی حساس تر است.  آنان در عین حال که بعدها برای یک زندگی اخلاقی شخصی آماده هستند ، برای پستی و زذالت نیز قابلیت دارند. [۱]

 

جوانان و نماز:

 

توجه به نماز

 

نماز یکی از مهمترین واجباتی است که اهمیت دادن به آن تا حد زیادی می تواند ما را بسوی راههای موفقیت سوق دهد.

 

بزرگان و برجستگان راه طریقت،یکی از بزرگترین راههای موفقیت خود را ، توجه به نماز دانسته اند . حضرت امام خمینی (ره) کسی بود که در حساسترین لحظات و با وجود امر خطیری که به عهده ایشان بود، هرگز از وقت نماز خود کم نگذاشت و دیدیم و شنیدیم که حتی که در آخرین لحظات عمر پر برکتشان چگونه به بر پاداشتن نماز همت گماشت.

 

پای بندی جوانان به اقامه نماز:

 

یکی از واجبات نماز این است که مسلمانان در پنج وعده در شبانه روز آن را به جا می آورند ؛ اما آیا جوانان به نماز – که یک ستون دین است و ملاک قبولی سایر اعمال انسان می باشد – پای بندند و برایشان چقدر اهمیت دارد که در شرایط گوناگون زندگی و مشکلات فراوان ، نمازشان را ترک نکرده و به جا آورند ؟ برای عده ای اگر شرایط به همان شکل عادی باشد ، زاهدترین افراد بوده و نه تنها نماز واجب را به نحو احسن می خوانند که نمازهای مستحب را هم تا حدود زیادی به جا می آورند ؛ اما همین که مشکلی یا شرایطی ویژه ای به وجود آید دیگر حاضر به خواندن نماز نیستند ( یعنی می ترسند ، خجالت می کشند ، ملاحظه دوستان را می کنند و …) .

 

برای سنجیده شدن میزان پای بندی به نماز نیز گویه هایی را که نماز خواندن را در شرایط گوناگون اندازه می گیرد طراحی کردیم و نتایج بدست آمده را در اینجا تشریح می کنیم :

 

گویه شماره یک : باید احکام نماز طوری باشد که بتوان هنگام شرایط سخت زندگی موقتاً نماز نخواند و بعداً آن را قضا کرد .

 

در پاسخ به این گویه ، ۹/۳۱ درصد پاسخ گویان کاملاً مخالف ،۶/۴۳ درصد مخالف ، ۸/۱۰ درصد موافق ، ۲/۲ درصد کاملاً موافق بوده اند . در نتیجه ۷۴ درصد جوانان معتقدند نماز را ترک و بعداً آن را قضا کرد .  گویه شماره دو : قضا شدن نماز صبح طبیعی است و نیازی به حساسیت زیاد ندارد . در پاسخ به این گونه ۶/۵۸ درصد خیلی مخالف ، ۳/۳۳ درصد مخالف ، ۴/۴ درصد بی نظر ، ۱/۳ درصد موافق و ۷ درصد کاملاً موافق بوده اند . بنابراین ۹/۹۱ درصد جوانان معتقدند که نباید در برابر قضا شدن نماز صبح بی توجه بود .

 

گویه شماره سه : حتی اگر بدانم به دلیل نماز خواندن جانم در خطر است نمازم را ترک نمی کنم .

 

در پاسخ به این گویه ، ۱/۳۹  درصد کاملاً موافق ،۱/۳۹ درصد موافق ، ۱۱ درصد بی نظر ،۳/۱۲ درصد مخالف ،۷/۵ درصد کاملاً مخالف بوده اند . بنابراین ۷۱ درصد جوانان در هنگام خطر نماز را ترک نمی کنند .

 

گویه شماره چهار : در صورتی که مکان مناسبی برای نماز خواندن پیدا نکنم در کنار خیابان نماز خواهم خواند .

 

در پاسخ به این گویه ۲/۱۸ درصد کاملاً موافق ، ۹/۴۲ درصد موافق ، ۵/۱۸ درصد بی نظر ، ۵/۱۶ درصد مخالف ، و ۴ درصد کاملاً مخالف بوده اند و این بدان معنا است که در شرایط مذکور در گویه شماره چهار ، ۵/۲۰ درصد جوانان نماز نمی خوانند .

 

گویه شماره پنج : در جمع کسانی که نماز نمی خوانند ، لازم نیست انسان خودش را با نماز خواندن انگشت نما کند .

 

در پاسخ به این گویه ، ۱/۳۱ درصد جوانان کاملاً مخالف ، ۸/۳۲ درصد مخالف ، ۲/۱۱ درصد بی نظر ، ۷/۱۷  درصد موافق بوده اند و۲/۷ درصد کاملاً موافق بوده اند و این بدان معنا است که در شرایط مذکور در گویه شماره پنج ،۹/۲۴ درصد جوانان نماز نمی خوانند .

 

در نتیجه گیری اولیه از مجموع پنج گویه می توان گفت ۶۸/۷۲ درصد جوانان در هر شرایطی نماز را ترک نکرده ، آن را به جا می آورند و ۱۶ درصد هم نماز نمی خوانند . اما همان گونه که گفتیم ، شاید بتوان با استفاده از بعضی گویه های ویژه در میان پنج گویه یاد شده ، نتایج واقعی تر را ارائه کرد . گویه های چهار و پنج به دلیل در برداشتن شرایط خاص می توانند چنین رسالتی را انجام دهند ؛ بنابراین با بهره گرفتن از نتایج دو گویه مذکور می توان گفت بیش از ۶۲ درصد جوانان به نماز پای بند بوده و در شرایط حساس و ویژه هم آن را به جا می آورند . ملاحظه می شود این میزان از درصد بدست آمده از نتایج هفت گویه حدود ۱۰ درصد کمتر است ، ولی با این حال میزان پای بندی به نماز به مراتب از پای بندی جوانان به جهاد ، انفاق و خمس بیشتر است .

 

لازم به ذکر است از کل نمونه تحقیق تنها ۳/۳۴ درصد آنها در نماز جمعه و ۵/۴۱ درصد هم در نماز جماعت شرکت می کنند . این میزان حدود یک سوم کسانی است که پای بند به نماز بوده و آن را به جا می آورند

 

 .

 

راهکارهایی برای حضور جوانان در مسجد:

 

1- بحران هویت دینی :

 

بحران هویت از سالهای نوجوانی آغاز می شود و بخشی از سالهای آغازین جوانی را نیز در بر می گیرد. بحران هویت، واژه ای است که برای توصیف ناتوانی نوجوان در پذیرش نقشی که جامعه از او انتظار دارد به کار می رود و سبب مشغولیت بی هدف هیجانهای جانشین و ایجاد شخصیت منفعل در جوان می شود. با توجه به آنچه هویت دینی در اختیار نسل جوان قرار می دهد اختلال و آشفتگی در آن سبب ضعف دینداری در میان جوانان می گردد؛ زیرا تعهد و مسؤولیت پذیری فرد را در قبال گزاره های دینی کاهش می دهد و این گونه ضمانت اجرایی احکام دینی کاهش می یابد. تخریب نظام ارزشی دینی سبب می شود بسیاری از افراد که دچار بحران هویت دینی هستند، در پی هویت منفی باشند و هویتی بر خلاف آنچه اولیای دین در نظر گرفته اند، برگزینند. مسؤولیت گریزی، دلزدگی و بی تفاوتی هرکدام از آثار نبودن هویت هستند. بنابراین بحران هویت دینی سبب تضعیف باورهای دینی، اختلال نظام ارزشی مذهبی و بی توجهی به احکام دینی می شوند. مسجد که از مهمترین مفاهیم و موضوعات دینی است که بحران دینی جوانان، سبب پایین آمدن اعتقاد به آن و ضعف گرایش به حضور در جمع نمازگزاران می شود.

 

 ۲- تهاجم فرهنگی :

 

فرهنگ ملی ایران با ارزشهای مذهبی گره خورده است به گونه ای که مذهب، جزء جدایی ناپذیر هویت مردم ایران است و دشمن، تهاجمی گسترده را به فرهنگ و هویتی ما برنامه ریزی کرده است و آن را پشتیبانی می کند و می کوشد فرهنگ ضد ارزشی غرب را در میان جوانان که قشر آسیب پذیر هستند، گسترش دهند و آنان را نسبت به مفاهیم و احکام دینی بی عقیده کند. بنابراین مسجد پایگاهی است که در راه مبارزه با تهاجم فرهنگی می تواند در این جدال نابرابر فرهنگی، جوانان را جذب کند و این قدم بلندی در راه مبارزه با تهاجم فرهنگی است.

 

 ۳- روحیات و خوسته های جوان و مسجد :

 

جوانان، روحیات و خواسته هایی دارند که مسجد می تواند با برنامه های گوناگون و پر شور و هیجان انگیز جوانان را به سوی فطرت پاکشان بکشد. مثلاً برخی جوانان در مراسم دینی شور و هیجان بیشتری دارند مثل مراسم سینه زنی و زنجیز زنی.

 

 ۴- ناهنجاریها :

 

جوانان معمولاً با محیط اطراف و بزرگترها، مشکلات رفتاری، عقیده ای و سلیقه ای دارند. این اختلاف گاهی سطحی و زودگذر است که در شخصیت و رفتار جوان تأثیر زیادی ندارد ولی گاهی این اختلافها به ناهنجاری و ناسازگاری جوان می انجامد و به این ترتیب امنیت روحی و روانی لازم برای دین داری از بین می رود. در این میان مسجد نمی تواند کار مهمی را انجام دهد. چون عوامل ظهور ناهنجاریها در نوجوانان و جوانان چنین است: درک نکردن روحیه جوان، الگوی نامناسب، فاصله طبقاتی، کم توجهی خانواده ها.

 

 ۵- دین گریزی :

 

دین گریزی فقط به سبب تهاجم فرهنگی یا هوا و هوس جوانان نیست بلکه علل گوناگونی دارد و باید به صورت واقع بینانه به آن نگاه کرد. برخی از عوامل دین گریزی جوانان: بیان نامعقول از برخی مفاهیم دینی، توجه نکردن به نیازهای اساسی نسل جوان همچون ازدواج، کار و مسکن. برای برطرف شدن این عوامل باید گروهها و سازمانهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، طرحی اصولی و همه سویه را برنامه ریزی کنند تا مهمترین قشر اثر گذار جامعه در آینده از دین گریزان نشوند.

 

 راههای جذب جوانان :

 

1- امام جماعت که می تواند با ایجاد ارتباط صمیمی بین جوانان آنان را جذب دین و مسجد کند.

 

2- خانواده و دوستان که اگر اهل مسجد باشند و فضای خانه به طور کلی با آموزشها و مفاهیم دینی آشنا باشد بر جوان اثر می گذارد.

 

3- امکانات فرهنگی و ورزشی برای جوانان در مسجد فراهم باشد.

 

4- برگزاری مسابقه  و کم هزینه مثل مسابقه قرآن، خطاطی، نویسندگی و مسابقه های حضوری به صورت پرسش و پاسخ در مناسبتهای مذهبی و اهدای جوایز.

 

5- مسافرت، سبب شادابی روح و روان می شود. اردو و مسافرتهای دسته جمعی جوانان از سوی مسجد که با حضور امام جماعت، برخی از هیأت امناء و جوانان متعهد مسجدی و دیگران جوانان مسجد برگزار می شود.

 

6- حضور شخصیتهای موجه و محبوب جوانان.

 

7- نظافت و تزیین مسجد که اگر زیبا باشد، جوانان بیشتر جذب می شوند.

 

8- برخوردهای اهل مسجد، اگر با جوانان با احترام برخورد شود در جذب آنان مؤثر است.

 

9- تشویق: تشویق جوانی که در مسجد حاضر شده است باعث تداوم حضور وی می شود.

 

موانع و راههای شکوفایی مسجد

 

* موانع:

 

ــ تراکم کاری (اشتغال فراوان) :

 

امروزه به علت حجم کار زیاد، افراد بیشتر وقت خود را بر سر کار می گذرانند و بیرون خانه به سر می برند و به علت گرفتاری ناچار به چند کار می پردازند. این تراکم کاری علاوه بر خستگی حجم، سبب کسالت و افسرد%D

 
بر چسب های نوشته : :
ارسال شده در تاریخ ۱۵ مرداد, ۱۳۹۱ - توسط :

صفحه 1 از 11
نظرات
تبلیغات پایین

تبلیغات ویژه

تبلیغات

مطالب تصادفی

تبلیغات متنی

تبليغات متني
تبليغ متني سايت و وبلاگ شما در اين مكان
تبليغات متني
تبليغ متني سايت و وبلاگ شما در اين مكان
تبليغات متني
تبليغ متني سايت و وبلاگ شما در اين مكان
تبليغات متني
تبليغ متني سايت و وبلاگ شما در اين مكان

آرشیو ماهانه

تهران پاتوق سایت سرگرمی تفریحی

اطلاعات سایت